در فراغ بزرگمرد ایل بختیاری آ خسروخان جمشیدی پبدنی
امسالمان بهتر ز پار نیست
گِله از خود داریم از روزگار نیست
بخت با بختیاری یار نیست
--------------------
ای هم جان ما و هم خان ما
رفتی و " آ " تو شد آهی به دل ما
رفتی و در خاک خوابیدی ،
نه این بخت ماست که به خواب رفته است
یاد تو همیشه در خاطره ایل زنده است
تو تنها متعلق به خود نبودی چشم چراغ و شکوه و ابهت ایلمان بودی وقار و شکوهت در این روزگار نا سازگار هنوز افتخارمان بود ، وجود تو در این خاک غریب ما را به یاد گذشته و هویت و ریشه مان می انداخت و مایی را که در هیاهوی شهر خود را گم کرده بودیم به خود می آورد .
ستاره ای دیگر در آسمان ایل خاموش شد و آسمان ایل تاریکتر ، برای ایلمان فقط ظاهری باقیمانده ، شکوه و حیات ایل و تبارمان به وجود بزرگمردانشان است ، آیا بار رفتن بزرگانمان ما کوچکتر می شویم.
چه بارسنگینی است میراث دار بزرگمردان بختیاری بودن
در سال گشت بهار، خزان در کمین نشست و اجل امان نداد و شیر مرد و خان سالاری دیگر از تبار بختیاری را در خاک سرد فرو برد و قومی را در ماتم و عزا نشاند. در واپسین زندگی این خاک آشنا بود که خان سرافراز را به خود فرا خواند و پیکر پاکش را
در آغوش کشید تا جاودانه از بلندای وجود بر کوهساران بختیاری و دشت پرک و تنگ گزی و خروش زنده رود نظاره گر باشد.
در سوگ فقدان خسرو خان، کلانتر ایستاده بر بلندای زردکوه، خروش زنده رود و توفندگی کارون ازحرکت باز ایستاد و بلندای کوهساران بختیاری در سکوت فرو رفت.
دل خیل مشتاقان مهر و عطوفت و بخشندگی در گرو بزرگی سالار مردی بود که در سکوت مرگ به تپش افتاد و چشم در انتظار وقار سردیاری مانده بود که در افق آرزو به خون نشست.
سیب کوهسار سرخ دوش در تنگنای غم آلود تنگ سیب و در فراق یادگار شهامت و شجاعت به غم نشست و شکوفه عطر آگین بهاری خود را نثار سردار به خاک افتاده دیار خود کرد. تفنگ در فراق میرشکار(صیاد) سینه روزگار را نشانه گرفت و اسب بی قرار در انتظار تک سوار خود سم بر زمین کوبید و خاک آشنایی را بویید.
شعر در هیاهوی شیون و زاری خویشتن خویش را گم کرد و قافیه را باخت و کلام در حلق زمان گرفتار ماند و سکوت، سایه سنگین خود را بر کوهسار ادب افکند.
غم و اندوه عروج خسرو خان، کلانتر و شیر مردی از تبار بختیاری بر تن زردکوه سیدپوش رنگ سیاه عزا پوشانید و دیده مریدان آرزومند دیدارش را خون بار کرد.
نام پر افتخار و سرافراز سالار مرد غیرت و شهامت همواره بر تارک تبار بختیاری ماندگار خواهد ماند.
عروج ملکوتی خسروخان جمشیدی پبدنی را بر تبار بزرگ بختیاری، طایفه پبدنی، خانواده محترم و همه دوستان و آشنایان آن شادروان جنت مکان تسلیت می گویم. روان پاکش شاد و یادش در دلها به جاودانگی زمان گرامی باد.

